X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست

خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندنی ها قرار دهد..

دل بستن و دل کندن
دوست تنها (9)

عجب پدیده ی عجیبی است دل بستن و دل کندن. آنچنان تمام توان و روح انسان را درگیر می کند که گویی هر لحظه جان از تن به در خواهد شد. در دل بستگی همواره احساس دین به معشوق تو را رها نمی سازد. او ولی نعمتِ روح می شود و ندای پنهانی از سویدای جان تو را به سمت آنچه به او دل سپردی می خواند. در و"صالِ دل" شور اشتیاق، روح و جسم را متلاطم می کند و در "فراقِ دلدادگی ها " پریشانیِ هجران انسان را رها نمی سازد. اما روی دیگر پیچیده تر است. "دل کندن".

دل کندن به معنای واقعی شبیه جان کندن است. در دل کندن گویی جان از بدن جدا می شود. برای همین است که قدما همواره می گویند: "آنچه را نپاید دلبستگی را نشاید". و چون در این دنیای فانی " کل من علیها فان" است پس هیچ چیز ارزش دلبستگی را ندارد. اما چه می شود کرد؟ مگر افسار دل همواره در دست انسان می ماند؟ گاهی پرواز می کند و دیگر دسترسی بدان محال می گردد. نمی دانم نسخه ی پیشگیری از " دردِ دل کندن" درست است یا خیر؟ دل نمی بندم تا مجبور نگردم دل بکنم. البته ممکن است مرور زمان دلبستگی ها را از یاد  ببرد ولی جای زخم دل کندن همراه همیشگی انسان است.

خدایا! مرا یاری فرما تا تنها به چیزی دل ببندم که هیچگاه مجبور به دل کندن از آن نمی شوم. رحیما! می خواهم به یک مهر ثابت و یک عشق پایدار دلبسته و وابسته گردم که هیچگاه مرا رها نمی سازد حتی اگر من او را رها سازم. به دوستی نزدیک تر و مهربان تر از من به من. خدای ازلی و ابدی.

(مهدی یاراحمدی خراسانی)


http://s2.picofile.com/file/7271467739/5gfrizcn7zvh3gldo1p.jpg


نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : یکشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1390


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.