X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست

خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندنی ها قرار دهد..

لطفا قضاوت نکنید
دوست تنها (24)

پیش از آنکه درباره ی زندگی، گذشته و شخصیت دیگری قضاوت کنی
خودت را جای او بگذار

از مسیری که او گذشته است عبور کن
با غصه ها
تردیدها
ترسها
دردها و خنده های او زندگی کن
یادت باشد هرکسی سرگذشتی دارد، هرگاه به جای او زندگی کردی، آنگاه می توانی درباره اش قضاوت کنی




نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : جمعه 31 شهریور‌ماه سال 1391
لیلی نام تمام دختران سرزمین من
دوست تنها (10)

خدا مشتی خاک را بر گرفت .
می خواست لیلی را بسازد . از خود در او دمید .
و لیلی پیش از آن که با خبر شود عاشق شد
سالیانی است که لیلی عشق میورزد .
لیلی باید عاشق باشد .
زیرا خدا در او دمیده و هر که خدا در او بدمد عاشق میشود .
خدا گفت به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید .
آزمونتان تنها همین است : عشق .
عشق کمند من است کمندی که مرا پیش شما می آورد .
کمندم را بگیرید . و لیلی کمند خدا را گرفت .
خدا گفت عشق فرصت گفت و گو است . گفت و گو با من .
با من گفت و گو کنید . و لیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد .
لیلی هم صحبت خدا شد .
خدا گفت عشق هم نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند .
و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند .
.....خدا گفت راز رسیدن فقط همین بود .
کافی است انار دلت ترک بخورد .....
_ لیلی نام تمام دختران زمین است
به افتخار همه ی دختران سرزمین من ......


پ.ن:بانویم معصومه علیهاالسلام ! میلادت، نور به چشم‏ها می‏پاشد و سرور به دل‏ها؛ و رایحه بهشتی‏ات، مشام دل را با عطر خوش حضور می‏نوازد؛ میلادت مبارک!

 

 



نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : سه‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1391
آرامش خیال
دوست تنها (5)

و آن زمان که عاشق می شوی
و می دانی که عشقی هست
و باور داری کسی که تو را دوست دارد
و در آن شبهای سرد و یخبندان با تو می ماند..
در آن لحظات می فهمی دوست داشتن چقدر زیباست .....

و آن زمان که کسی در فراسوی خیال تو نیست
و تو تنهای تنها در جاده های برهوت زندگی قدم می زنی
تنها اوست که به تو آرامش خیال می دهد.



نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : پنج‌شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1391
شهادت امام جعفرصادق ع
نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : سه‌شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1391
تنها تویی
دوست تنها (11)

تـنها تـوئـی تـنها توئی در خـلوت تنهائیم

تنها تو می خواهی مرا با این همه رسوائیم

جان گشته سرتا پا تنم از ظلمت تن ایمنم

شــو آفـتاب روشنـم پـیدا بــه نـاپـیدائیم

مـن از هـوسها رسته ام از آرزوها جسته ام

مـرغ قفس بشکسته ام شادم ز بـی پروائیم

دانـی کـه دلدارم تـوئی دانم خریدارم توئی

یـارم توئی یارم توئی شادی از این شیدائیم



نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : یکشنبه 19 شهریور‌ماه سال 1391


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.