خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندنی ها قرار دهد..

یک باشید
دوست تنها (14)

یک درخت میتواند شروع یک جنگل باشد
یک لبخند میتواند آغازگر یک دوستی باشد
یک دست می تواند یاریگر یک انسان باشد
یک واژه می تواند بیانگر هدف باشد
یک شمع می تواند پایان تاریکی باشد
یک خنده می تواند فاتح دلتنگی باشد
یک امید می تواند رافع روحتان باشد
یک نوازش می تواند راوی مهرتان باشد
یک زندگی می تواند خالق تفاوت باشد
بیایید همگی سعی کنید امروز آن "یک" باشیم.




نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : چهارشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1392
یاد شهدا
دوست تنها (4)

چقدر از منش این شهدا دور شدیم

آنقدر خیره به دنیا شده و کور شدیم

معذرت از همه خوبان و همه همرزمان

ما برای شهدا وصله ی ناجور شدیم

شهدا در همه جا فاتح اصلی بودن

عجب اینجاست که ما این همه مغرور شدیم

شکر ، با سابقه ی دوستیِ با شهدا

ما عزیز دل مردم شده مشهور شدیم

و از آن برکت خون شهدامان حالا

ما مدیر کل و مسئول شده مسرور شدیم

و اگر حرفی خلاف شهدامان گفتیم

یحتمل مصلحتی بوده مجبور شدیم

پرکشیدن چه مستانه و رفتند و ما

در میان قفس نفس چه محصور شدیم



یاسر مسافر


:پ.ن حضرت امام علی علیه السلام فرموداز خداوند جایگاه شهیدان و زندگی با سعادتمندان و همراهی با پیامبران را طلب می کنم.نهج البلاغه، خطبه23

2.حضرت امام علی علیه السلام فرمود :خداوند برای گروهی کشته شدن و برای گروهی دیگر مرگ را مقرّر نموده و هر کدام به اجل معین خود آنسان که او مقدّر کرده است می رسند، پس خوشا به حال مجاهدان راه خدا و کشتگان راه اطاعت او.نهج السعاده، ج2، ص107



نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : دوشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1392
یا زهرا
دوست تنها (17)

میریزه از چشام ،قطره های خون این دل ای خدا

میشینه تو نگام ،غربت چندین ساله ی کوچه ها


مگه یادم میره من بودم و یک گل پر پر

مگه یادم میره خونابه بال کبوتر

مگه یادم میره زخم روی صورت مادر


مگه یادم میره من بودم و کوچه غم ها

مگه یادم میره افتادن مادر تنها

مگه یادم میره روی زمین چادر زهرا


توی دستای منه چادر خاکی زهرا مادرم

پیش چشم ترم دست دشمن رد شد از روی سرم

مگه یادم میره من بودم و یک گل پر پر


مگه یادم میره خونابه بال کبوتر

مگه یادم میره زخم روی صورت مادر

پویا بیاتی



نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : چهارشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1392
دوست تنها (14)

خستگی را تو به خاطر مسپار

که افق نزدیک است

و خدایی بیدار، که تو را می بیند

و به عشق تو همه حادثه ها می چیند

که تو یادش افتی

و بدانی که همه بخشش از اوست

و همینش کافی است



نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : دوشنبه 12 فروردین‌ماه سال 1392
وااااااااای مادرم
دوست تنها (6)

من مهدیم در دست تیغ انتقامم
مادر به قبر مخفی ات بادا سلامم
مادر دلم خون است از بندم رها کن!
دستی برآور بر ظهور من دعا کن!
من بهترین یار وفادار تو هستم
روز ظهورم هم عزادار تو هستم


پ.ن: ما بی خیال حرمت مادر نمی شویم

هرگز جدا ز دامن حیدر نمی شویم



نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : سه‌شنبه 6 فروردین‌ماه سال 1392


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.