X
تبلیغات
رایتل
اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست

خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندنی ها قرار دهد..

گزیده ای از پیامبری از کنار خانه ما رد شد
دوست تنها (7)

پیامبر کوی به کوی و شهر به شهر رفت و گفت : ای مردم ! به این خوشه گندم نگاه کنید . قصه این گندم قصه شماست که چیده می شود و به آسیاب می رود تا ساییده شود و پس از آن خمیری خواهد شد در دستان نانوا و می رود تا داغی تنور را تجربه کند ، می رود تا نان شود ، مائده مقدس سفره ها !

آی مردم ! شما نیز همان خوشه های گندمید که در مزرعه خدا بالیده اید . نترسید از این که چیده می شوید ، خود را به آسیابان روزگار بسپارید تا در آسیاب دنیا شما را بساید تا درشتی هایتان به نرمی بدل شود و سختی هایتان به آسانی !

خداوند نانوای آدم هاست ! ... خمیرتان را به او بدهید تا در دستهایش ورزیده شوید ، خداوند بر روحتان چاشنی درد و نمک رنج خواهد زد و شما را در دستان خود خواهد فشرد ... طاقت بیاورید ، طاقت بیاورید تا پرورده شوید ... و کیست که نداند خداوند او را در تنور خود خواهد نشاند ؟ این سنت زندگی ست ! اما زیباتر آن است که با پای خود به تنورش درآیید و بسوزید ، نه از سر بیچارگی و اضطرار ، که از سر شوق و اختیار !

پیامبر گفت : صبوری کنید تا نان شوید ؛ نانی که زیبنده سفره های ملکوت باشد

صبوری کنید تا نان شوید ؛ نانی که به مذاق خدا خوش آید .

هزاران سال است که نان در سفره آدمی ست تا به یادش آورد قصه خوشه های گندم و آسیاب و تنور را ... قصه نان پختن ، نان قسمت کردن ، نان شدن را

عرفان نظر آهاری

http://s1.picofile.com/file/7290346234/imagess.jpeg

نویسنده : یه بنده ی خدا
تاریخ : جمعه 21 بهمن‌ماه سال 1390


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.